
قاصدك خانه نداشت، غم كاشانه نداشت،هر كجا خانه او،دشت كاشانه او،نه كسي داشت كه دلتنگ شود، نه دلي داشت كه در بند شود،او نه دلبسته شب بو ها بود و نه دلداده زيبايي دشت او كه با دست نسيم ،او كه با زورق آب،به تماشاي بهاران مي رفت چه غم از ترك گلستانها داشت؟او كه با زمزمه آب و نسيم با صداي نفس نور و هوا مي خوابيد،چه خبر از غم انسانها داشت ..
عضو شوید
نتم امروز فردا تموم میشه
احتمالا چند روزی نباشم از دستم آسوده شی
11 دقیقه قبل توسط mobi
10 دقیقه قبللب و لوچه شو
8 دقیقه قبل توسط mobiاین چند روز آخر سال باش چون من عید مسافرتم
7 دقیقه قبلخوش بحالت

5 دقیقه قبل توسط mobiباش،اخم نکن فقط!