ظاهرم شيك است و ناز و بانمك ! باطنم پوسيده است و پركپك »!

ارغوان
این چه رازی‌ست که هربار بهار ٬
با عزای دل ما می‌آید ؟
...
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

هوشنگ ابتهاج

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

شما می توانید با وارد شدن به سایت در گروه مستی با جرعه ای شعر عضو شوید و همچنین می توانید مطالبتان را در این گروه منتشر کنید!
مستی با جرعه ای شعر(گروه عمومی ·9 کاربر ·546 پست)
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
ما نمیپوشیم عیب خویش، اما دیگران

عیبها دارند و از ما جمله را پوشیده‌اند

ننگها دیدیم اندر دفتر و طومارشان

دفتر و طومار ما را، زان سبب پیچیده‌اند

ما سبکساریم، از لغزیدن ما چاره نیست

عاقلان با این گرانسنگی، چرا لغزیده‌اند

★ پــــــــــــــــــــروين اعتصــــــــــــــــــامی ★
دیدگاه·1393/09/26 - 02:42در مستی با جرعه ای شعر·
2
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
من نیستم چون دیگران بازیچه بازیگران
اول به دام آرم تورا وانگه گرفتارت شوم.
رهی معیری
دیدگاه·1393/09/24 - 17:25در مستی با جرعه ای شعر·
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
تراوش میکند راز غمش از هر بن مویم

اگر غیرت گلو گیرد، اگر حیرت زبان
بندد
نه از صدق و صفا رنگی، نه از مهر و وفا بویی
کسی چون دل بسرو و لاله این بوستان بندد

رضی الدین آرتیمانی
دیدگاه·1393/09/24 - 17:12در مستی با جرعه ای شعر·
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
دست و پایی می توان زد بند اگر بر دست و پاست
وای بر حال گرفتاری که بندش بر دل است
صائب
دیدگاه·1393/09/24 - 17:09در مستی با جرعه ای شعر·
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
خوش آن زمان که نکـویان کنند غارتِ شهر

مرا تو گیری و گویی كه اين اسير من است...!

شهیدی قمی
دیدگاه·1393/09/24 - 17:03در مستی با جرعه ای شعر·
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
تا با تو ز هستی تو هستی باقیست
ایمن منشین که بت‌پرستی باقیست

گیرم بت پندار شکستی آخر
آن بت که ز پندار پرستی باقیست
(مولانا / رباعی 259)
دیدگاه·1393/09/22 - 13:47در مستی با جرعه ای شعر·
2
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
گل خندان که نخندد ، چه کند ؟
نپسندد ؟
نغرد؟
ندراند؟
نخروشد؟
نترنگد؟

چه کند؟
پیرهن را ندراند ؟!
چه کند؟

عاشق از بوی خوش پیرهنت
بوی خوش پیرهنت
بوی خوش
بوی

پیرهن را ندراند ، چه کند ؟
چه کند ؟ چه کند ؟ چه کند ؟


مولوی
دیدگاه·1393/09/22 - 13:45در مستی با جرعه ای شعر·
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
ای قوم به حج رفته کجایید؟
کجایید؟

معشوق همینجاست!
بیایید بیایید!

در بادیه سرگشته چرایید؟
چرایید؟

معشوق شما همسایه ی دیوار به دیوار!
بیایید بیایید!

ای قوم به حج رفته!
بر این بام درایید!
بر این راه درایید!

که معشوق شمایید!
شمایید شمایید!
بیایید بیایید!
دیدگاه·1393/09/22 - 13:24در مستی با جرعه ای شعر·
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
واعظان کاین جلوه در محراب و منبر می کنند
چون به خلوت می روند آن کار دیگر می کنند
حافظ
دیدگاه·1393/09/19 - 23:39در مستی با جرعه ای شعر·
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
روانشناسان ميگويند:
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﺘﺶ ﺩﺍﺭﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻋﺸﻘﺖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ..
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﻗﺪﺭﺗﺖ ﺭﺍ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﮐﻨﺪ...
ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﺷﺨﺼﯽ ﮐﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺗﺮﮐﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩ ،ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﭘﺸﯿﻤﺎﻧﯽ ﮐﻨﺪ...

ﺍﮔﺮ ﺑﺎ ﻏﺮﯾﺒﻪ ﺍﯼ ﺭﻭﺑﺮﻭ ﺷﺪﯼ ،
ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺑﺰﻥ ﺗﺎ ﺑﺎ ﻟﺒﺨﻨﺪ ﭘﺎﺳﺨﺖ ﺭﺍ ﺩﻫﺪ.

ﺍﯾﻦ ﺭﻣﺰ ﻣﻮﻓﻘﯿﺖ ﺗﻮﺳﺖ...
ﻭ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺳﻬﺮﺍﺏ ﺳﭙﻬﺮﯼ؛
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺑﺎ ﻫﻤﻪﯼ ﻭﺳﻌﺖ ﺧﻮﯾﺶ
ﻣﺤﻔﻞ ﺳﺎﮐﺖ ﻏﻢ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ﺣﺎﺻﻠﺶ ﺗﻦ ﺑﻪ ﺟﺰﺍ ﺩﺍﺩﻥ ﻭ ﺍﻓﺴﺮﺩﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻥ ﻧﯿﺴﺖ
ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺟﻨﺒﺶ ﺟﺎﺭﯼ ﺷﺪﻥ ﺍﺳﺖ
ﺍﺯ ﺗﻤﺎﺷﺎﮔﺎﻫﻪ ﺁﻏﺎﺯ ﺣﯿﺎﺕ...
ﺗﺎ ﺑﻪ ﺟﺎیی ﮐﻪ ﺧﺪﺍ میخندد....

"روزگـــــــــــارتان پُر خنـــــــــــــده"
دیدگاه·1393/09/19 - 05:28در مستی با جرعه ای شعر·
1
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
دردهای من
جامه نیستند
تا ز تن در آورم
چامه و چکامه نیستند
تا به رشته ی سخن درآورم
نعره نیستند
تا ز نای جان بر آورم
دردهای من نگفتنی
دردهای من نهفتنی است
امین پور
دیدگاه·1393/09/18 - 21:58در مستی با جرعه ای شعر·
1
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
تو مرا ياد کني يا نکني
باورت گر بشود ، گر نشود ...
حرفي نيست
اما
نفسم مي گيرد
در هوايي که نفس هاي تو نيست ...

*سهراب سپهری
دیدگاه·1393/09/15 - 22:59در مستی با جرعه ای شعر·
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
هر کس از خزانه برد چیزی
گفتند مبر که این گناهست

تعقیب نمودند و گرفتند
دزد نگرفته پادشاهست!!

ایرج میرزا
دیدگاه·1393/09/15 - 13:20در مستی با جرعه ای شعر·
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
...
گر کار من از عشقش ، با شحنه و دار افتد
از شحنه نترسم من ، وز دار نیندیشم

"خاقانی"
دیدگاه·1393/09/14 - 22:00در مستی با جرعه ای شعر·
1
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
خود مست و غمزه مست، دو چشم سياه مست
با هر كه بنگرى شود از يك نگاه مست
دست كه مىرسد كه بگيرد عنان او؟
از روى حسن، مست و هم از روى جاه، مست
زينسان به خانقاه اگر بگذرد به ناز
گردند صوفيان همه در خانقاه، مست
من مست يار، یار مست حريفان هم اينچنين
يارب چه مجلسى است؟ گدا مست و شاه مست

حیرت بخارایی
دیدگاه·1393/09/14 - 21:59در مستی با جرعه ای شعر·
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت