ظاهرم شيك است و ناز و بانمك ! باطنم پوسيده است و پركپك »!

ارغوان
این چه رازی‌ست که هربار بهار ٬
با عزای دل ما می‌آید ؟
...
:::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::::

هوشنگ ابتهاج

کاربران گروه

نمایش همه

مدیران گروه

شما می توانید با وارد شدن به سایت در گروه مستی با جرعه ای شعر عضو شوید و همچنین می توانید مطالبتان را در این گروه منتشر کنید!
مستی با جرعه ای شعر(گروه عمومی ·9 کاربر ·510 پست)
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
آن یار که عهد دوستداری بشکست
میرفت و منش گرفته دامن در دست
می‌گفت دگر باره به خوابم بینی
پنداشت که بعد ازو مرا خوابی هست

-ابوسعید ابوالخیر
دیدگاه·1393/07/29 - 15:38در مستی با جرعه ای شعر·
2
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
در رفتن ِ جان از بدن ، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم ِ خویشتن ، دیدم که جانم می‌رود ...

__ غزلیات سعدی __
دیدگاه·1393/07/25 - 23:42در مستی با جرعه ای شعر·
2
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
بنام دل ؛ بنام شاهد و می
بنام تار و تنبور و دف و نی
بنام عاشقان لاابالی
بنام همنشینان خیالی
بنام نغمه های عود و چنگت
بنام آشنای جام و سنگت
بنام ساقی و جام شرابش
بنام شاهد و عود و ربابش
بنام عربده؛ در حال مستی
بنام آن یگانه درد هستی
بنام دستهای جام بردار
بنام مست های رفته بر دار
دیدگاه·1393/07/16 - 01:39در مستی با جرعه ای شعر·
2
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
در رفتن ِ جان از بدن ، گویند هر نوعی سخن
من خود به چشم ِ خویشتن ، دیدم که جانم می‌رود ...

__ غزلیات سعدی __
دیدگاه·1393/07/13 - 10:30در مستی با جرعه ای شعر·
1
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
بايد خودم را جمع كنم
بگذارم توى ساكت
تو هميشه موقع رفتن
من را فراموش مى كنى...

عطيه احمدى
دیدگاه·1393/07/11 - 21:59در مستی با جرعه ای شعر·
3
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
رفتم ، که گم شوم چو يکي قطره اشک گرم
در لابه لاي دامن شبرنگ زندگي
رفتم که در سياهي يک گور بي نشان
فارغ شوم زکشمکش و جنگ زندگي
فروغ فرخزاد
2 دیدگاه·1393/07/11 - 21:48در مستی با جرعه ای شعر·
2
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
مـرهم زخـم‌های کهنه‌ام، کنج لبان تـوست؛
بوسه نمی‌خواهم،
چیـزی بگــو ...
{احمد شاملو}
دیدگاه·1393/07/8 - 00:56در مستی با جرعه ای شعر·
3
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
اگر مي داني در اين جهان کسي هست که
با ديدنش رخسارت تغيير مي کند
و صداي قلبت آبرويت را به تاراج مي برد؛
مهم نيست که او مال تو باشد.
مهم اين است که فقط باشد؛
زندگي کند؛ لذت ببرد و نفس بکشد.

**اخوان **
1 دیدگاه·1393/07/5 - 00:52در مستی با جرعه ای شعر·
2
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
ای دریغ از پای بی پاپوشِ من....
دردِ بسیار و لب خاموشِ من
"احمد شاملو"
دیدگاه·1393/07/4 - 15:13در مستی با جرعه ای شعر·
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
جمعه را باش/
بنگر از سر تا پاش!/
اين روز بى ريخت/
کاسه صبر ما را ريخت!
*دکتر محمد ابراهيميان*
دیدگاه·1393/07/4 - 14:54در مستی با جرعه ای شعر·
1
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
لحظه ی تشییع من از دور بویت می رسید
تا دو ساعت بعد دفنم همچنان جان داشتم!!
کاظم بهمنی
دیدگاه·1393/06/31 - 01:50در مستی با جرعه ای شعر·
2
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
چه باشد پیشۀ عاشق بجز دیوانگی کردن؟
چه باشد نازِ معشوقان بجز بیگانگی کردن
مولوی
دیدگاه·1393/06/29 - 13:35در مستی با جرعه ای شعر·
2
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
در وادی محبت، دانی چه کار کردم؟
اول به سر دویــدم آخــر ز پا فــتادم

فروغی بسطامی
دیدگاه·1393/06/27 - 10:52در مستی با جرعه ای شعر·
1
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
ﺭﻓﺖ ﺁﻥ ﮔﻞ ﻣﻦ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ
ﺑﺎ ﺧﺎﺭ ﻭ ﺧﺴﯽ ﭘﯿﻮﺳﺖ
ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﻭ ﺻﺪ ﺧﺎﺭ ﺳﺘﻢ
ﺍﯾﻦ ﭘﯿﮑﺮ ﺑﯽ ﺟﺎﻥ
دیدگاه·1393/06/18 - 20:16در مستی با جرعه ای شعر·
1
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت
عـــــروس (مدیر)
عـــــروس (مدیر)
وای وای مولوی هم عالمی داره
_ _ _ _ _ _

هرچیز که بسیار شود خار شود
غمهای تو بسیار شد و خوار شد
دیدگاه·1393/06/18 - 20:15در مستی با جرعه ای شعر·
1
امضا:وسیع باش و تنها و سر به زیر و سخت